جملاتی در باب عشق
عشقورزی یعنی زندگی. عشق زمان و مرتبه سرش نمیشود. یکدیگر را دوست بدارید یا هلاک شوید. در عشق، شاعریم و در ازدواج، فیلسوف. کاری که از دل برآید را نتوان نابود ساخت. تنها در عشق است که میتوان با خدا بود. عشق: مفهومی که توضیحی برایش نیست. دردآورترین رنجهای عشق، شیرین و گواراست. هرچه میخواهی با من بکن، اما فقط دوستم بدار. هیچ گریزی از عشق، جز عشقورزی بیشتر نیست. مرد با چشمانش عاشق میشود و زن با گوشهایش. با اندک احساس عاشقانهای، هر کسی شاعر میشود. وقتی به دنبال عشق میگردی، با قلبت به پیشرو، نه با مغزت. یک کلام ما را از تمام درد و سختیهای زندگی رهایی میبخشد؛ عشق. از عشقورزی محبوب نیرو میگیریم، و در عشقورزی به او، جرات مییابیم. عشق برترین احساس دنیاست، اما وقتی که پایان مییابد… بدترین است! آنگاه که عشق و مهارت در هم میآمیزند، شاهکاری را باید به انتظار نشست. میتوانی تمام دنیا را به محبوبت ببخشی، اما ماندگارترین هدیه کلامی مهربانانه خواهد بود. عشق یک حس یا شور و هیجان نیست، عشق دارایی است، و هرگاه به آن دستیافتی غنی خواهی شد. هر چه بیشتر میاندیشم، بیشتر به این نتیجه میرسم که هیچ چیز هنرمندانهتر از عشقورزی به یکدیگر نیست.
— ضربالمثل
— واتسیایانا
موری شوآرتز
— لئونید اس. سوخوروف
— جنن روث
— آلبرت شوایتزر
— جان رالستون سائل
پرسی بیش شلی
— چاک پالاهنیوک
— هنری دیوید ثارو
— لئو تولستوی
— افلاطون
— مارک توآین
— سوفوکلوس
— تائو زو
— اسکات تامسون
— جان روسکین
— ژاک پیر ریبالت
— تی وِندِتا
— ونسان ونگوگ