بسیار می ترسم.. که عشق به عادت تبدیل شود. بسیار می ترسم.. که این رویاها بسوزد و لحظه ها منفجر گردد. بسیار می ترسم.. که شعر پایان پذیرد و تمایلات ، خفه شود. بسیار می ترسم.. که ماه نباشد که دیگر ابری در آسمان نماند که باران نبارد که درختان جنگل ها باقی نمانند پس ..خواهش می کنم مرا در میان کلمات بکاری ...
خودت گفتی بام من میمونی